یوزهای زخمی ایستاده کنار مردم

ساعت 09:19 شنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۵

از مدرسه، دانشگاه و خانه مردمی که هیچ‌وقت در طول تاریخ شروع کننده هیچ «جنگی» نبودند اما «زخمی دوران‌ها» هستند.

به گزارش روابط عمومی سازمان لیگ فوتبال ایران، - احسان محمدی - اگر پنجم فروردین پارسال که تیم ملی ایران بعد از دیدار مقابل ازبکستان رسماً به جام جهانی صعود کرد یک نفر به رختکن می‌رفت و وسط جشن و هلهله بازیکنان می‌گفت «سال دیگه همین روزها آمریکا و اسرائیل به ایران حمله می‌کنن و شما با قلبی زخمی مقابل نیجریه و کاستاریکا بازی می‌کنین!» احتمالاً ملی‌پوشان به او می‌خندیدند و به رسم شوخی‌های رختکن، «امید نورافکن» و «مهدی قائدی» و «علی نعمتی» روی سرش بطری آب خالی می‌کردند، اما زندگی همیشه غیرقابل پیش‌بینی است به ویژه وقتی دیوانه‌ای به نام «دونالد ترامپ» اجازه استفاده از هزاران سرباز، هواپیما، موشک و بمب را دارد!نمی‌دانم چند نفر بازی ایران و نیجریه را دیدند، چند نفر خبر داشتند که بازیکنان سفری که قبلاً دو ساعت طول می‌کشید را نزدیک به ۳۰ ساعت طی کردند و با تنی خسته، روحی مچاله از درد، چشم‌هایی که خبرها را می‌دزدید و مغزی که به ایران و فکر می‌کرد به زمین رفتند. نتیجه؟ واقعاً اهمیت زیادی نداشت به ویژه وقتی یوزهای ایرانی در شروع بازی کوله‌پشتی‌هایی را به یاد کودکان شهید مینابی بغل کردند و سرود ملی خواندند.

لحظه دردآوری بود، بچه‌هایی که اگر زنده بودند احتمالاً پای تلویزیون بازی را می‌دیدند و از گلزنی «مهدی طارمی» ذوق می‌کردند، بچه‌هایی که یک روز صبح کتاب‌هایشان را توی کیف مدرسه گذاشتند و بعد مثل دانه‌های انار زمین را رنگین کردند و خبر بمباران مدرسه‌شان تیتر یک رسانه‌های جهان شد و بازی بعد مقابل کاستاریکا، پوسترهایی از ویرانی‌ها در دست بازیکنان رو به دوربین. از مدرسه، دانشگاه و خانه مردمی که هیچ‌وقت در طول تاریخ شروع کننده هیچ «جنگی» نبودند اما «زخمی دوران‌ها» هستند ... نمی‌دانم چه می‌شود، هیچ‌کس با اطمینان کامل نمی‌داند جام جهانی را در چه حال و هوایی می‌بینیم، بازی مقابل بلژیک، نیوزیلند و مصر چطور پیش خواهد رفت اما این روزها ترانه‌ی «محسن چاوشی» ورد زبانم شده: «میان دشمن و وطن؟ ننگ بر آنکه شک کند! ننگ بر آنکه خواسته «شمر» به ما کمک کند!» ننگ...